تبلیغات
حکایت زندگی - گروه 99
 
درباره وبلاگ


حکایات آموزنده، مطالب مفید علمی و عرفانی، شعر طنز، مطلب طنز، عکس های زیبا از انسان و طبیعت و ... ،

مدیر وبلاگ : بهمن
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حکایت زندگی
آه همان آهو بود که ناتمام مرد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 8 اسفند 1393 :: نویسنده : بهمن

پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛
اما خود نیز علت را نمی دانست.



روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید.
به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد.
پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’
آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم.
ما خانه ای حصیری تهیه کرده  ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم.
بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’
پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد.
نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز
عضو گروه 99 نیست!!!
اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد
خوشبینی است.’
پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’
نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست،
باید این  کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید.
به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!’
پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند..
آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد.
با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت.
آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟
آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!!
او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!!
فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛
اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!!
آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد
و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند.
تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد
که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛
او فقط تا حد توان کار می کرد!!!
پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید.
نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد!!!
اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما ...راضی نیستند
 
--
خوشبختی ما درسه جمله نهفته است : استفاده از تجربه دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا 
ولی ما با سه جمله ی دیگر زندگی مان را تباه می کنیم :حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا.                                 
                    "  با آرزوی بهترین ها "





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 مرداد 1396 11:00 ق.ظ
Hello Dear, are you truly visiting this web page daily,
if so then you will definitely take good knowledge.
شنبه 14 مرداد 1396 11:36 ق.ظ
I enjoy, lead to I discovered exactly what I was looking for.
You've ended my 4 day lengthy hunt! God Bless you man. Have a nice day.
Bye
جمعه 13 مرداد 1396 05:44 ب.ظ
Today, I went to the beach with my kids. I found a
sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She placed the shell to her ear and screamed.
There was a hermit crab inside and it pinched her ear. She never wants to
go back! LoL I know this is entirely off topic but I had to
tell someone!
شنبه 7 مرداد 1396 03:12 ب.ظ
I've been surfing on-line greater than three hours nowadays, yet I
by no means found any fascinating article like yours. It's beautiful price sufficient for me.
In my view, if all web owners and bloggers
made just right content as you probably did, the net will likely
be much more helpful than ever before.
جمعه 6 مرداد 1396 11:43 ب.ظ
I believe this is among the so much important info for me.
And i'm glad reading your article. However want to remark on some common issues, The web site style is perfect, the
articles is truly great : D. Good task, cheers
سه شنبه 22 فروردین 1396 02:18 ق.ظ
Right here is the perfect webpage for anyone who wants to understand this topic.
You understand so much its almost hard to argue with you (not that I really will need to…HaHa).
You definitely put a new spin on a subject that's been discussed for
a long time. Wonderful stuff, just excellent!
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:30 ق.ظ
Hi Dear, are you really visiting this web site regularly,
if so after that you will definitely obtain good
know-how.
دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 11:48 ب.ظ
واقعا عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر